﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>جوان ایرونی</title>
    <description>خداوندا : تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری  شکسته قلب من جانا کجایی</description>
    <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>علی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 12 Dec 2012 07:46:04 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>قسمت سرگرمی ها</title>
      <description>&lt;center&gt;&lt;a href="http://pichak.net/estekhareh/pasokh.php" target="_blank"&gt;&lt;img src="http://pichak.net/estekhareh/files/logo1.png" alt="استخاره آنلاین با قرآن کریم" width="186" height="72" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/center&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;script type="text/javascript" language="javascript" src="http://pichak.net/chat/cod.php?style=silver&amp;amp;title=www.zendegi.tk"&gt;&lt;/script&gt;
&lt;div style="display: none;"&gt;
&lt;h1&gt;&lt;a href="http://pichak.net"&gt;ابزار چت روم&lt;/a&gt;&lt;/h1&gt;
&lt;h1&gt;&lt;a href="http://pichak.net/chat"&gt;چت روم&lt;/a&gt;&lt;/h1&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/322</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8131635/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8131635</guid>
      <pubDate>Wed, 12 Dec 2012 07:46:04 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ادرس جدید</title>
      <description>&lt;p&gt;بدلیل قطعی سرویس tk&amp;nbsp; در بعضی مواقع&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میتوانید با این ادرس نیز وارد شوید با تشکر از پیگیری های شما&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;&lt;a href="http://shirkhorma.persianblog.ir/"&gt;http://shirkhorma.persianblog.ir&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/354</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8815841/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8815841</guid>
      <pubDate>Mon, 19 Mar 2012 07:17:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>راهنمای پیش ‌نوازی در رابطه ‌جنسی</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mardoman.net/files/articles//661909Untitled-2.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک رابطه &amp;zwnj;جنسی خوب چیزی بیشتر از خود نزدیکی است. بخش عمده هیجان و شور رابطه&amp;zwnj;جنسی قبل از نزدیکی اتفاق می&amp;zwnj;افتد (مخصوصاً برای خانم ها). هر کاری که بعنوان مقدمه برای رابطه&amp;zwnj;جنسی انجام شود، پیش&amp;zwnj;نوازی نامیده می&amp;zwnj;شود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وقتی به آن فکر کنید، پیش&amp;zwnj;نوازی دو نوع دارد- پیش&amp;zwnj;نوازی جسمی و پیش&amp;zwnj;نوازی احساسی. تقریباً همه با پیش&amp;zwnj;نوازی جسمی آشنایی دارند که شامل بغل کردن، بوسیدن، لمس کردن عاشقانه و رابطه جنسی دهانی و از این قبیل می&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp; اما وقتی به پیش&amp;zwnj;نوازی احساسی می&amp;zwnj;رسد، اکثر افراد حتی نمی&amp;zwnj;دانند که این وجود دارد چه برسد به اینکه چطور از آن برای بهبود تجربه جنسی استفاده کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;چرا پیش &amp;zwnj;نوازی تا این اندازه اهمیت دارد؟&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;پیش&amp;zwnj;نوازی برای تحریک و برانگیختن همسر برای آماده&amp;zwnj; کردن او برای نزدیکی استفاده می&amp;zwnj;شود. نه تنها پیش&amp;zwnj;نوازی شور و هیجانتان را بالا می&amp;zwnj;برد بلکه اگر به درستی انجام دهد به ایجاد نعوظ در مردان و خیس و نرم شدن واژن در خانم&amp;zwnj;ها کمک می&amp;zwnj;کند. اما اگر ندانید چه باید بکنید، می&amp;zwnj;توانید همه شور و احساس طرف&amp;zwnj;مقابل را از بین ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;بایدها و نبایدها &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;پیش&amp;zwnj;نوازی یک هنر است و باید بدانید چه کارهایی را باید و نباید انجام دهید. اجازه بدهید با کارهایی که باید از آن حین پیش&amp;zwnj;نوازی اجتناب کنید شروع کنیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خیلی خشن رفتار نکنید.&lt;/strong&gt; همسرتان نیاز دارد که او را با نرمی و محبت لمس یا درواقع نوازش کنید. پس دفعه بعدی که می&amp;zwnj;خواهید همسرتان را لمس کنید، سعی کنید اینکار را نرم&amp;zwnj;تر و بااحساس&amp;zwnj;تر انجام دهید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حرکات تکراری.&lt;/strong&gt; اینکه بخواهید هر بار یک کار مشابه انجام دهید، خسته&amp;zwnj;کننده یا حتی آزاردهنده می&amp;zwnj;شود. اگر همسرتان گفته است که در یک کار و عمل خاص خوب هستید، فقط به آن کار بسنده نکنید و مدام آن را تکرار نکنید. سعی کنید حرکات دیگری را هم امتحان کنید تا بتوانید شعله احساساتش را مشتعل کنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نداشتن اعتمادبه&amp;zwnj;نفس.&lt;/strong&gt; اگر شجاعت لازم برای امتحان کردن کارهای جدید را نداشته باشید، موفق نخواهید شد. پیش&amp;zwnj;نوازی فقط آزمایش و خطاست. سعی کنید راهکارهای مختلف را امتحان کنید و از همسرتان نظر بخواهید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در طول رابطه جنسی دهانی خشن نباشید.&lt;/strong&gt; گاهی&amp;zwnj;اوقات همسرتان ممکن است از رابطه جنسی دهانی خوشش نیاید. دلایل زیادی وجود دارد که زنان از رابطه جنسی دهانی خوششان نیاید. بخشی از آن می&amp;zwnj;تواند با نحوه انجام این کار توسط شما مرتبط باشد اما این احتمال هم وجود دارد که با این کار راحت نیست. یادتان باشد که نباید هیچوقت او را مجبور به کاری کنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نوک سینه&amp;zwnj;هایش را نچرخانید.&lt;/strong&gt; به هیچوجه نباید اینکار را انجام دهید. این کار به هیچ عنوان برای خانم&amp;zwnj;ها تحریک&amp;zwnj;کننده نیست. حتی احساس خوبی هم به آنها نمی&amp;zwnj;دهد زیرا واقعاً دردآور است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کلیتوریس را فراموش نکنید.&lt;/strong&gt; ساده&amp;zwnj;ترین راه برای اکثر خانم&amp;zwnj;ها برای رسیدن به ارگاسم، تحریک کلیتوریس است. پس همه تلاشتان را بکنید که روی این ناحیه خوب کار کنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;من آنطور می&amp;zwnj;خواهم!&lt;/strong&gt; زنان موجوداتی احساساتی هستند که باید آنها را از نظر احساسی و روانی نیز تحریک کنید. به همین دلیل است که پیش&amp;zwnj;نوازی یک باید است. برای اینکه مطمئن شوید همسرتان از پیش&amp;zwnj;نوازی لذت ببرد، چند نکته برایتان آورده&amp;zwnj;ایم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حرف بزنید.&lt;/strong&gt; سعی کنید در گوشش حرف&amp;zwnj;های عاشقانه و محرک زمزمه کنید. اول بگویید که چقدر دوست دارید بدنش را لمس کنید. بعد برایش توصیف کنید که کجاهای بدنش را دوست دارید لمس کنید و چطور اینکار را خواهید کرد. این باعث می&amp;zwnj;شود خیلی زود تحریک شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در ملاءعام ابرازاحساس کنید.&lt;/strong&gt; مرزهای او برای ابراز احساسات در ملاء&amp;zwnj;عام را امتحان کنید. وقتی با دوستانتان دورهمی گرفته&amp;zwnj;اید و مشغول صحبت هستید، ببینید چطور با نوازش کردن پشتش و بوسیدن صورتش واکنش می&amp;zwnj;دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خاطر داشته باشید که پیش&amp;zwnj;نوازی باید حداقل 20 دقیقه طول بکشد. پس عجله نکنید.&amp;nbsp; سعی کنید از وقتتان و تحریک ذهن و جسم همسرتان لذت ببرید و یادتان باشد یک رابطه جنسی خوب همیشه با یک پیش&amp;zwnj;نوازی عالی شروع می&amp;zwnj;شود&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/368</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/9052487/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-9052487</guid>
      <pubDate>Sun, 04 Mar 2012 12:17:16 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چطور با خانواده همسرتان کنار بیایید</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mardoman.net/files/articles//17305Untitled-1.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا شنیدن کلمه خانواده همسر یا "مادرشوهر" فشارخونتان را بالا می&amp;zwnj;برد؟ آیا برای کنار آمدن با خانواده همسرتان حسابی دچار مشکل شده&amp;zwnj;اید تا جاییکه واقعاً دوست دارید بدانید چطور می&amp;zwnj;توانید از دست مادرشوهر و خواهرشوهر یا بقیه اعضای خانواده همسرتان خلاص شوید؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احتمالاً با عشق فراوان با همسرتان ازدواج کرده&amp;zwnj;اید اما نمی&amp;zwnj;دانستید که بعد از ازدواج مجبور خواهید بود با خانواده سرسخت او هم کنار بیایید و حتی ممکن است الان از آنها متنفر هم باشید. کنار آمدن با خانواده همسر گاهی واقعاً دشوار می&amp;zwnj;شود مخصوصاً اگر طوری وانمود کنند که همه مشکلات از جانب شماست و باعث شوند احساس کنید که بهتر است دهانتان را ببندید تا آرامش برقرار شود. اما خیلی وقت&amp;zwnj;ها را مجبورید کنار آنها بگذرانید، مثل روزهای تعطیل و باید بدانید چطور می&amp;zwnj;&amp;zwnj;توانید به بهترین شکل با آنها برخورد کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکلات متداولتان ممکن است شکایت مادرشوهرتان از دست&amp;zwnj;پخت شما یا خانه&amp;zwnj;داریتان باشد، اینکه مدام سوال&amp;zwnj;پیچتان کند که کی می&amp;zwnj;خواهید بچه&amp;zwnj;دار شوید یا از نحوه بزرگ کردن و تربیت بچه&amp;zwnj;هایتان ایراد بگیرد. ممکن است مادرشوهرتان حرفی بزند یا کاری کند که تصور کنید هنوز شوهرتان را یک پسربچه کوچولو می&amp;zwnj;بیند. شاید هم از این واقعیت که والدین خودتان و والدین همسرتان نتوانند هیچوقت با هم کنار بیایند واهمه داشته باشید و تصور کنید شاید این مشکلات به زودی زندگی زناشوییتان را برهم زند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آیا درک نمی&amp;zwnj;کنید که چرا همسرتان در واکنش به تاثیر والدینتان در زندگی زناشویی شما چنین رویکرد خشمگین و ناراحتی دارد؟ اگر مردی هستید که نمی&amp;zwnj;دانید برای اینکه همسر و مادرتان بهتر با هم کنار بیایند چه باید بکنید، باید درک کنید که چرا همسرتان تا این اندازه ناراحت است و چرا برای کنار آمدن با مادرتان یا سایر اعضای خانواده مشکل دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بااینکه درست است که لزومی ندارد در همه موقعیت&amp;zwnj;ها پادرمیانی کنید و مشکلات بین همسر و مادرتان را برطرف کنید، اما همسرتان به این دلیل ناراحت است که والدینتان در مسائل کاملاً خصوصی زندگی شما که فقط باید توسط خود شما و همسرتان درمورد آن تصمیمگیری شود، دخالت می&amp;zwnj;کنند. این شامل کنار آمدن با خواهرشوهر، برادرشوهر، پدرشوهر و هر عضو دیگر خانواده که دردسرساز می&amp;zwnj;شود هم می&amp;zwnj;تواند باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خودتان سوال کنید: اگر کسی وارد خانه&amp;zwnj;تان شده و دسته&amp;zwnj;چکتان را بی&amp;zwnj;اجازه برداشته و بخاطر خرج&amp;zwnj;ومخارجتان از شما سوال و جواب کند، آن را رفتاری غیرقابل قبول نمی&amp;zwnj;دانید؟ آیا چون تصور می&amp;zwnj;کنید اینکه پول&amp;zwnj;هایتان را چطور خرج می&amp;zwnj;کنید، هیچ ارتباطی با آن فرد ندارد، نسبت به این رفتار فوراً واکنش نمی&amp;zwnj;دهید؟ همسرتان هم دخالت&amp;zwnj;های مداوم والدینتان در مسائل خصوصی شما را همینطور می&amp;zwnj;بیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسرتان بی&amp;zwnj;میلی شما به حرف زدن در این مورد و متوقف کردن این دخالت&amp;zwnj;ها در زندگی خانوادگیتان را نوعی خیانت می&amp;zwnj;بیند. همسرتان تصور می&amp;zwnj;کند که این دخالت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;دلیل والدینتان موجب برهم خوردن رابطه شما شده و ممکن است به قیمت از بین رفتن زندگی زناشوییتان تمام شود و باید فوراً به آن خاتمه داده شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسرتان باور دارد که هربار که جانب والدینتان را می&amp;zwnj;گیرید و برای جلوگیری از مداخله&amp;zwnj;های آنها هیچ کاری نمی&amp;zwnj;کنید، به ازدواجتان خیانت می&amp;zwnj;کنید. خیانت یکی از عمیق&amp;zwnj;ترین ضربه&amp;zwnj;هایی است که می&amp;zwnj;توانید به قلب همسرتان وارد کنید که اگر تغییر نکند می&amp;zwnj;تواند خشم و ناراحتی شدید ایجاد کند که شما و همسرتان را از هم دورتر و دورتر کرده و در آخر ازدواجتان را به طلاق می&amp;zwnj;کشاند. بله دقیقاً تا همین اندازه جدی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا دوست ندارید ازدواج با همسرتان بر هم بخورد؟ پس چه زن باشید و چه شوهر، هر دوی شما باید به این توافق برسید که مشکلی با خانواده همسر وجود دارد که باید حل شود تا بتوانید از ازدواجتان محافظت کنید. اگر خانواده زنتان در زندگی شما دخالت می&amp;zwnj;کنند و این مسئله اعصاب شما را خورد کرده است، این هم به توجه فوری نیاز دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست دارید بدانید چطور می&amp;zwnj;توانید با خانواده همسرتان کنار بیایید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; وفاداری را نمی&amp;zwnj;توان تقسیم کرد. وقتی با همسرتان ازدواج کردید، به او قول داده&amp;zwnj;اید که بالاترین اولویت زندگی را به او بدهید و وفاداری شما دقیقاً باید به همین باشد. اگر همسرتان با مادرشوهر خود مشکل دارد، این وظیفه شماست که پادرمیانی کرده و مشکل را حل کنید. اگر شوهری هم با مادر یا سایر اعضای خانواده همسرش مشکل دارد، باز هم این وظیفه زن است که جانب شوهرش را گرفته و مشکل را برطرف نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; بین شما و خانواده همسرتان باید مرزهای درست و مشخصی ایجاد شود تا مشکلی ایجاد نشود. همراه با همسرتان درمورد این مرزبندی&amp;zwnj;ها مشورت کنید و نقش والدین همسر را در زندگی زناشوییتان مشخص کنید. همه موارد را جایی یادداشت کرده و به یک نتیجه مشخص برسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; والدین خودتان و همسرتان فقط چیزهایی را خواهند فهمید که خود شما به آنها می&amp;zwnj;گویید. مرزها را طوری تعیین کنید که همسرتان بداند چه اطلاعاتی را می&amp;zwnj;تواند با خانواده&amp;zwnj; خودش و خانواده شما در میان بگذارد. اگر هر بار که عصبانی، خسته و ناراحت هستید و در زندگی زناشوییتان مشکل پیدا کردید، به خانه والدینتان می&amp;zwnj;روید آنها فقط مشکلات را می&amp;zwnj;شنوند و وقتی مشکلاتتان را حل می&amp;zwnj;کنید آنها را نخواهند شنید. اگر در زندگیتان مشکل دارید، باید آن مشکل را به اتفاق همسرتان حل کنید، کاملاً خصوصی و محرمانه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; مرزبندی زمانی تعیین کنید تا هر دوی شما بدانید چه مدت زمان را باید در خانه والدینتان سپری کنید و آنها چند وقت یکبار می&amp;zwnj;توانند پیش شما بیایند. گاهی&amp;zwnj;اوقات زن و شوهرها به این دلیل دعوایشان می&amp;zwnj;شود که والدین یکی از طرفین مدام در خانه آنها هستند و این باعث می&amp;zwnj;شود هیچ زمانی را نتوانید تنها در کنار هم بگذرانید. یا گاهی هم زن مدام در خانه مادرش است و مسئولیت&amp;zwnj;های خانه خود را به گردن نمی&amp;zwnj;گیرد و یا خانواده همسر مداوم تلفنی تماس می&amp;zwnj;گیرند تا از جزئیات زندگی زناشویی شما باخبر شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; مرزهایی برای تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها تعیین کنید تا هر دوی شما درک کنید که این خودتان هستید که باید تصمیمات را بگیرید بدون مشورت گرفتن و کمک خانواده&amp;zwnj;ها. وقتی تصمیم را گرفتید نباید بگذارید چون یکی از والدین طرفین مخالفت کرده است، فکرتان را عوض کنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; درمورد مراقبت و تربیت بچه&amp;zwnj;ها مرز تعیین کنید تا استانداردها و قوانینی که در خانه شما مشخص شده است توسط خانواده&amp;zwnj;های طرفین برهم نخورد. اگر برای خودتان مرزی تعیین نکنید، مطمئناً مشکلاتی ایجاد خواهد شد. همچنین وقتی نتوانید والدین مداخله&amp;zwnj;گر را سر جای خود بنشانید، مشکلات حتی بیشتر هم می&amp;zwnj;شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; وقتی درمورد مرزبندی&amp;zwnj;ها تصمیم گرفتید، باید آنها را رعایت کنید. اگر یکی از طرفین این مرزها را بشکند، کل این فرایند برهم خورده و به والدین طرفین پیام دخالت کردن فرستاده می&amp;zwnj;شود. علاوه بر این وقتی نتوانید یک توافق با همسرتان را رعایت کنید، اعتماد او را از دست خواهید داد. باید درک کنید که اگر اعتماد همسرتان را از بین ببرید، به قول&amp;zwnj;وقرارهایتان در ابتدای ازدواج خیانت کرده&amp;zwnj;اید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; با والدینتان (یا والدین همسرتان که اعصابتان را خورد کرده&amp;zwnj;اند) درمورد مرزبندی&amp;zwnj;هایی که به اتفاق همسرتان مشخص کرده&amp;zwnj;اید صحبت کنید. برای آنها مشخص کنید که این مرزبندی&amp;zwnj;ها را با هم تعیین کرده&amp;zwnj;اید و مورد قبول هر دوی شماست. شاید باور نکنید اما خیلی از مادرشوهرها نمی&amp;zwnj;دانند که دخالت&amp;zwnj;هایشان چقدر باعث ناراحتی شما می&amp;zwnj;شود به همین دلیل باید یاد بگیرید که چطور قاطع باشید و وقتی کاری انجام می&amp;zwnj;دهند که باعث ناراحتی و سرخوردگی شما می&amp;zwnj;شوند با روش&amp;zwnj;های قاطع و در عین حال محترمانه با آنها برخورد کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; اگر مشخص است که در تعطیلاتی که باید در کنار خانواده&amp;zwnj;هایتان بگذرانید، والدین شما و همسرتان با هم کنار نخواهند آمد، برای شما و همسرتان بهتر خواهد بود که هریک به طور جداگانه با خانواده خود صحبت کند. برای آنها توضیح دهید که بااینکه درک می&amp;zwnj;کنید که ممکن است نتوانند دوستان خوبی برای هم شوند اما اگر بتوانند با هم کنار بیایند شما و همسرتان را بی&amp;zwnj;اندازه خوشحال خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; در موقعیت&amp;zwnj;های اجتماعی بهتر است که آنها دور از هم نگه دارید تا اینکه بخواهید مدام استرس کنار آمدن آنها را داشته باشید. اگر یک شام کوچک خانوادگی است، بهتر است هر خانواده را جداگانه دعوت کنید تا از روبرو شدن آنها جلوگیری کنید. اما به خاطر داشته باشید که همه آنها آدم بزرگ هستند، حتی اگر رفتارشان چیز دیگری را نشان دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; هیچوقت سعی نکنید همسرتان را مجبور کنید که بین والدین خود و شما یکی را انتخاب کند. درک کنید که زن دیگری که در زندگی هر مردی هست مادر اوست. اگر دیدید که شوهرتان مدام می&amp;zwnj;گوید "مادرم فلان کار را فلان طور انجام می&amp;zwnj;دهد" به او بگویید که برود و با او زندگی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; جنگ&amp;zwnj;هایتان را انتخاب کنید. گاهی&amp;zwnj;اوقات باید قبول کنید که در بعضی موقعیت&amp;zwnj;ها مخالفت کنید، مودبانه به آنها بگویید که بااینکه از پیشنهادشان ممنونید اما شما و همسرتان هستید که تصمیم نهایی را می&amp;zwnj;گیرید. دقت کنید که با ملاحظه و ادب رفتار کنید، احساسات و عصبانیتتان را کنترل کنید و قبل از به زبان آوردن هر جمله&amp;zwnj;ای آن را خوب در ذهنتان بررسی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا برای کنار آمدن با خانواده همسرتان مشکل دارید؟ اگر دوست دارید وضعیت خودتان را شرح دهید و از دیگران در قسمت نظرات راهنمایی بگیرید. یا اگر رابطه شما با والدین همسرتان بدون مشکل و خوشایند است تاجاییکه واقعاً آنها را دوست دارید و تحسینشان می&amp;zwnj;کنید، چه توصیه&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;توانید برای آنهایی که برای کنار آمدن با والدین همسرشان مشکل دارند مطرح کنید؟ منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/367</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/9051351/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-9051351</guid>
      <pubDate>Sun, 04 Mar 2012 10:22:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خداوند هیچوقت به حال خود رهایمان نمی‌کند</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://www.mardoman.net/files/articles//867010253.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انسان&amp;zwnj;ها به طور ذاتی دوست دارند که زندگیشان همیشه به دقت طراحی شود مثلاً یک شغل خوب و موفق، روابطی هماهنگ و بادوام و زندگی امن و راحت داشته باشند. ما زندگی می&amp;zwnj;خواهیم که همیشه بتوانیم احساسات و عواطف خود را تحت کنترل داشته باشیم. دوست داریم زندگیمان متعادل و همراه با آرامش باشد. به همین دلیل است که وقتی موقعیت&amp;zwnj;های غیرقابل&amp;zwnj;پیش&amp;zwnj;بینی به طور ناگهانی برنامه&amp;zwnj;هایی که به دقت طراحی کرده&amp;zwnj;ایم را برهم می&amp;zwnj;زند، نمی&amp;zwnj;دانیم چه باید بکنیم. معمولاً واکنشی منفی خواهیم داشت. خیلی وقت&amp;zwnj;ها این موانع را علائم هشداری که توسط خداوند برایمان فرستاده می&amp;zwnj;شود تا از گرفتن تصمیمات نادرست و رفتن به راه اشتباه جلوگیری کنیم، نمی&amp;zwnj;بینیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می&amp;zwnj;بینید؟ خداوند به ما اراده و اختیار داده است تا هر طور که دوست داریم زندگی کنیم، اما با مسئولیتی که مکلف می&amp;zwnj;کند زندگیمان را در جهت شکوه و جلال بیشتر خداوند پیش ببریم. بااینحال در اکثر مواقع بدون توجه به هدفی که خداوند برای ما تدارک دیده است، هر طور که دوست داریم زندگی می&amp;zwnj;کنیم. همیشه بر چیزهایی که می&amp;zwnj;خواهیم اصرار می&amp;zwnj;ورزیم و اگر آن را به دست نیاوریم، خدا را زیر سوال می&amp;zwnj;بریم. ادعا می&amp;zwnj;کنیم که خدا عادل نیست و همیشه می&amp;zwnj;خواهد اول رنج بکشیم و فطرتمان را ثابت کنیم. اما در آخر بعد از همه آن عذاب&amp;zwnj;ها و سختی&amp;zwnj;ها، می&amp;zwnj;فهمیم که خداوند دلایل خود را دارد و دلایل او همیشه به صلاح ماست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من چنین تجربه&amp;zwnj;ای داشتم، تجربه&amp;zwnj;ای که به خاطر آن و رابطه مصیبت&amp;zwnj;بارم خدا را زیر سوال بردم. من زنی شاغل هستم و زندگیم به آرامی و با برنامه پیش می&amp;zwnj;رفت. با مردی که چون از نظر مالی کاملاً باثبات بود و خوب با هم راه می&amp;zwnj;آمدیم، باور داشتم که سرنوشت من است یک رابطه عاشقانه داشتم. حتی برنامه ازدواج هم داشتیم. اما از بازی روزگار او برای ماموریت کاری مجبور به رفتن به کشوری خارجی شد و همانجا ماندگار شد. به نظر می&amp;zwnj;آمد خدا روزگار را بر علیه من می&amp;zwnj;چرخاند. با تصور اینکه او هیچوقت راضی نخواهد شد، از سر ناچاری تصمیم گرفتم با او رابطه&amp;zwnj;ام را تمام کنم. اما در کمال تعجب دیدم که او هم قبول کرد. مجبور بودم سر تصمیمم بایستم. باید می&amp;zwnj;گذشتم و زندگیم را پیش می&amp;zwnj;بردم. این تجربه&amp;zwnj;ای بود که به من ثابت کرد نباید هیچوقت در عصبانیت و ناچاری تصمیم بگیرم. اما فرصت پشیمانی نبود چون تصمیم خودم بود. روزها و شب&amp;zwnj;ها به درگاه خدا دعا می&amp;zwnj;کردم و از او می&amp;zwnj;خواستم که مداخله کند و اوضاع را برایم درست کند. در قلبم ترس و شک ریشه دوانده بود. بعد از این چه بر سرم می&amp;zwnj;آمد؟ اما خدا ساکت بود. دو هفته تمام افسرده و بدبخت بودم. فقط با خواندن قرآن و دعا بود که کمی قدرت پیدا می&amp;zwnj;کردم. گاهی&amp;zwnj;اوقات نیمه&amp;zwnj;شب بخاطر ترس از تنها ماندن و تنها مردن لرزان از خواب می&amp;zwnj;پریدم. آن روزها زمانی بود که تیرگی همه نگاه و فکر من را گرفته بود. از تنها زندگی کردن، از اینکه هیچ مردی دوستم نداشته باشد، می&amp;zwnj;ترسیدم. زمان برای من خیلی زود می&amp;zwnj;گذشت. روزی با آیه&amp;zwnj;ای در قرآن مواجه شدن که باعث شد بفهمم خداوند هیچوقت هیچکس را در زمان درد و اندوه به حال خود رها نمی&amp;zwnj;کند. فقط باید همه چیز را به خدا بسپارید و خواهید دید که بارتان را سبک&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کند. این دقیقاً همان اطمینان&amp;zwnj;خاطری بود که به دنبال آن بودم. این پاسخ همه شک&amp;zwnj;ها و تردیدهایم بود. مطمئناً اگر قدرت تحمل آن را نداشتم خداوند هیچوقت این درد را نصیب من نمی&amp;zwnj;کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند اگر عشقی برای جایگزین کردن نداشته باشد، هیچوقت اجازه نمی&amp;zwnj;دهد عشقی را از دست بدهم. وقتی بالاخره این خقیقت را پذیرفتم که بین من و آن مرد هیچ چیز دیگری باقی نمانده است، به این عقیده رسیدم. این زمانی بود که تصمیم گرفتم همه چیز را به خدا واگذار کنم تا من را با معجزات خود غافلگیر کند. این همان زمانی بود که به این نتیجه رسیدم که خدا برنامه&amp;zwnj;های بیشتری برای من دارد. بعد از آن بود که روحم تازه شد و دیگر از ترس و شک و تردید رنج نمی&amp;zwnj;بردم. وقتی فردی مردد باشد، هیچوقت نمی&amp;zwnj;تواند به آرامش برسد. اما وقتی تصمیم می&amp;zwnj;گیرد که ترس و تردید خود را رها کند، کم&amp;zwnj;کم اطمینان پیدا می&amp;zwnj;کند و درهای فرصت&amp;zwnj;های جدید را به سمت خود باز می&amp;zwnj;کند. من بالاخره این واقعیت که آن مرد دیگر هیچوقت برنمی&amp;zwnj;گشت و من باید با این مسئله کنار بیایم و آن را فراموش کنم را قبول کردم. من این فرصت را که خدا اراده کرده بود به هر دلیلی برای من اتفاق بیفتد را قبول کردم. آن دلایل ممکن است برای من مشخص نباشند اما می&amp;zwnj;دانستم که زمانی خواهد رسید که بتوانم قدردان آن تجربه دردناک باشم. به همین ترتیب بود که زندگی من سپری شد، با ذوقی تازه عشق به کارم را دوباره به دست آوردم. به خاطر این دیدگاه&amp;zwnj;های تازه توانستم خیلی زود او را فراموش کنم. دیگر آماده بودم که با آدم&amp;zwnj;های جدیدی آشنا شوم که ممکن بود دوستشان داشته باشم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما خداوند هیچوقت به شما نمی&amp;zwnj;گوید که کدامیک از آن افرادی که با آنها آشنا می&amp;zwnj;شوید بالاخره بخشی از زندگی شما خواهند شد. گاهی&amp;zwnj;اوقات، حتی ممکن است آن افراد را نبینید چون هیچوقت انتظار نداشته&amp;zwnj;اید به سمت شما بیایند. متوجه نمی&amp;zwnj;شوید که خدا دوباره اتفاقاتی کاملاً غیرقابل&amp;zwnj;انتظار برایتان تدارک دیده است. خدا همین است! هیچوقت راه را به شما نشان نخواهد داد. باید خودتان با دعاها، نیایش&amp;zwnj;ها و امیدهایتان راه را کشف کنید.&amp;nbsp; و گاهی&amp;zwnj;اوقات انتخاب خدا برای شما ممکن است آن انتخابی نباشد که خودتان می&amp;zwnj;خواهید. اما در آخر، اگر خدا خواسته باشد، سرنوشت زندگی&amp;zwnj;های شما را به هم می&amp;zwnj;رساند تا بتوانید همدیگر را دوست داشته باشید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله، من هم درست در غیرقابل&amp;zwnj;انتظارترین جای ممکن با عشقم روبه&amp;zwnj;رو شدن. این عشق اعتماد و ایمان من به خدا را محکم&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کند زیرا می&amp;zwnj;دانم اتفاقات خوب هم ممکن است بیفتد. باید بگویم با فردی آشنا شدم که بسیار بهتر از آن فرد قبلی بود. حقیقتاً خدا نمی&amp;zwnj;خواسته که من با آن عشق بمانم زیرا عشق بزرگتری برای من داشته که رضایت و خوشبختی را برایم به ارمغان آورده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درواقع خدا همیشه به ما نظر دارد و هیچوقت ما را به حال خود رها نمی&amp;zwnj;کند&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/366</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/9051314/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-9051314</guid>
      <pubDate>Sun, 04 Mar 2012 10:19:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چگونه می‌توانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید؟</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mardoman.net/files/articles//592220Untitled-1.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ذهن کیوان وقتی مشغول انجام تکالیف مدرسه است مدام سرگردان است. با خود فکر می&amp;zwnj;کند، "محال است که در این امتحان را بتوانم خوب بدهم"، "حق با پدرم است، من درست مثل اونم&amp;mdash;هیچوقت نمی&amp;zwnj;توانم آدم موفقی شوم." بعد به بدن خود نگاه می&amp;zwnj;کند و فکر می&amp;zwnj;کند که چقدر پاهایش لاغر هستند. با خود می&amp;zwnj;گوید، "اَه مطمئنم که مربی فوتبال وقتی ببیند که چقدر لاغرم نمی&amp;zwnj;گذارد که در تیم بازی کنم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهرداد هم برای همان امتحان مشغول درس خواندن است و او هم خیلی به موضوع آن درس علاقه&amp;zwnj;مند نیست. اما شباهت این دو نفر فقط به همین منتهی می&amp;zwnj;شود. مهرداد دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. او با خود فکر می&amp;zwnj;کند، "خوب، باز هم ریاضی. چقدر بد. خوب است که حداقل در درسی که خیلی دوست دارم، فیزیک، موفقم." و وقتی مهرداد به ظاهر خود فکر می&amp;zwnj;کند، دیدگاه بسیار مثبت&amp;zwnj;تری نسبت به کیوان دارد. بااینکه از کیوان کوتاه&amp;zwnj;تر و لاغرتراست اما آنقدرها از اندام خود انتقاد نمی&amp;zwnj;کند و با خود فکر می&amp;zwnj;کند، "درست است که لاغرم اما خیلی خوب می&amp;zwnj;توانم بدوم و می&amp;zwnj;توانم برای تیم فوتبال مدرسه خیلی مفید باشم."&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a id="page2" name="page2"&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div id="NavigatePage2" class="NavigatePage"&gt;
&lt;h3 id="362_1060"&gt;تعریف اعتماد به&amp;zwnj; نفس&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;همه ما یک تصویر ذهنی از چیزی که هستیم، ظاهرمان، اینکه در چه کارهایی خوب هستیم و نقاط ضعفمان چیست، داریم. این تصویر به مرور زمان در ذهن ما ایجاد می&amp;zwnj;شود و شروع آن زمانی است که کودک بسیار کوچکی بودیم. واژه تصویر یا تجسم نفس برای اشاره به تصویر ذهنی فرد از خود استفاده می&amp;zwnj;شود. بخش عظیمی از تصویر نفس ما به ارتباطاتی که با دیگران داریم و تجربیات ما در زندگی بستگی دارد. این تصویر ذهنی اعتمادبه&amp;zwnj;نفس ما را تعیین می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتمادبه&amp;zwnj;نفس یعنی اینکه چقدر احساس ارزشمندی، دوست داشته شدن و پذیرفته شدن می&amp;zwnj;کنیم، چقدر دیگران نظر خوب و مثبتی به ما دارند و چقدر ما احساس خوبی نسبت به خود داریم. افرادیکه اعتمادبه&amp;zwnj;نفسی سالم دارند، ارزش خود را درک کرده و از توانایی&amp;zwnj;ها، مهارت&amp;zwnj;ها و دستاوردهای خود احساس غرور می&amp;zwnj;کنند. افرادیکه اعتمادبه&amp;zwnj;نفس پایینی دارند احساس می&amp;zwnj;کنند که هیچکس آنها را دوست ندارد و نمی&amp;zwnj;پذیرد و نمی&amp;zwnj;توانند در هیچ کاری موفق شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه ما گاهی اوقات مشکلاتی با اعتمادبه&amp;zwnj;نفس خود پیدا می&amp;zwnj;کنیم&amp;mdash;مخصوصاً در دوران نوجوانی که تازه می&amp;zwnj;خواهیم بدانیم که هستیم و چه نقشی در دنیا داریم. خوشبختانه چون تصویر ذهنی هر کس نسبت به خودش در طول زمان تغیر می&amp;zwnj;کند، اعتمادبه&amp;zwnj;نفس ما در همه زمان&amp;zwnj;ها در طول زندگی به یک اندازه نیست. پس اگر تصور می&amp;zwnj;کنید که آنطور که باید اعتمادبه&amp;zwnj;نفس ندارید، باید بدانید که می&amp;zwnj;توانید آن را تقویت کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div align="justify"&gt;&lt;a id="page3" name="page3"&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div id="NavigatePage3" class="NavigatePage"&gt;
&lt;h3 id="362_1061"&gt;مشکلات مربوط به اعتماد به نفس&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;قبل از اینکه بتوانید بر مشکلات مربوط به اعتمادبه&amp;zwnj;نفس غلبه کنید و اعتمادبه&amp;zwnj;نفسی سالم داشته باشید، بد نیست بدانید که علت این مشکلات چیست. دو مسئله&amp;mdash;اینکه دیگران چطور ما را دیده و با ما رفتار می&amp;zwnj;کنند و اینکه خودمان چه دیدی نسبت به خودمان داریم&amp;mdash;می&amp;zwnj;تواند بر اعتمادبه&amp;zwnj;نفس ما تاثیر داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;والدین، معلمین و سایر افراد بر دیدگاه ما نسبت به خودمان اثر می&amp;zwnj;گذارند&amp;mdash;مخصوصاً وقتی کودک هستیم. اگر والدین بیشتر از اینکه فرزند خود را تحسین کنند از او انتقاد کنند، برای آن کودک دشوار خواهد بود که اعتمادبه&amp;zwnj;نفسی سالم داشته باشد. ازآنجا که نوجوانان در دورانی به سر می&amp;zwnj;برند که مشغول شکل دادن ارزش&amp;zwnj;ها و اعتقادات خود هستند، نظر والدین، معلم&amp;zwnj;هایشان و دیگران اثر عمیقی بر تصویر آنها از خود خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آشکار است که وقتی کسی که پذیرش او اهمیت زیادی برایتان دارد مدام شما را تحقیر می&amp;zwnj;کند، اعتمادبه&amp;zwnj;نفس شما تخریب می&amp;zwnj;شود. اما لازم نیست که این انتقاد فقط از سوی دیگران باشد. خیلی از بچه&amp;zwnj;ها یک منتقد درونی دارند، صدایی در درونشان که از هر کاری که می&amp;zwnj;کنند اشکال می&amp;zwnj;گیرد. و خیلی&amp;zwnj;وقت&amp;zwnj;ها این بچه&amp;zwnj;ها آن صدای درونی را الگوی خود قرار داده و دیگر به نظر بقیه توجه نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مرور زمان گوش دادن به این صدای منفی درونی می&amp;zwnj;تواند به همان اندازه&amp;zwnj;ای انتقادات دیگران اعتمادبه&amp;zwnj;نفس فرد را تخریب کند. بعضی&amp;zwnj;ها آنقدر به این صدای درونی عادت می&amp;zwnj;کنند که اصلاً متوجه نمی&amp;zwnj;شوند که مدام در حال تحقیر خود هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتظارات غیرواقعی هم می&amp;zwnj;توانند بر اعتمادبه&amp;zwnj;نفس فرد اثر بگذارند. افراد تصویری از آنچه می&amp;zwnj;خواهند بشوند در ذهن خود دارند. تصویر هرکس از فرد ایدآلش متفاوت است. بعنوان مثال بعضی افراد مهارت&amp;zwnj;های ورزشکاران را تحسین می&amp;zwnj;کنند و بعضی توانایی دانشمندان را. آنهایی که تصور می&amp;zwnj;کنند توانایی که تحسین می&amp;zwnj;کنند را دارا هستند معمولاً اعتمادبه&amp;zwnj;نفس بالایی دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنهایی که تصور می&amp;zwnj;کنند خصوصیات و ویژگی&amp;zwnj;های موردعلاقه&amp;zwnj;شان را ندارند، اعتمادبه&amp;zwnj;نفس پایینی دارند. متاسفانه خیلی وقت&amp;zwnj;ها افرادیکه اعتمادبه&amp;zwnj;نفس خوبی ندارند خصوصیات موردنظرشان را دارا هستند، فقط چون تصویر ذهنی آنها آنطور ایجاد شده است، قادر به دیدن آن نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div align="justify"&gt;&lt;a id="page4" name="page4"&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div id="NavigatePage4" class="NavigatePage"&gt;
&lt;h3 id="362_1062"&gt;چرا اعتماد به &amp;zwnj;نفس مهم است؟&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;احساس ما نسبت به خودمان می&amp;zwnj;تواند بر نحوه زندگی کردن ما تاثیر بگذارد. افرادیکه احساس می&amp;zwnj;کنند دوست&amp;zwnj;داشتنی هستند (به عبارت دیگر آنهایی که اعتمادبه&amp;zwnj;نفس بالایی دارند) روابط بهتری هم دارند. این افراد تمایل بیشتری برای کمک گرفتن از دوستان و خانواده&amp;zwnj;شان دارند. افرادیکه باور دارند می&amp;zwnj;توانند به اهدافشان برسند و مشکلاتشان را حل کنند، در درس و تحصیل موفق&amp;zwnj;تر هستند. داشتن اعتمادبه&amp;zwnj;نفس بالا باعث می&amp;zwnj;شود بتوانید خود را پذیرفته و زندگی خوبی داشته باشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div align="justify"&gt;&lt;a id="page5" name="page5"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;h3 id="362_1063" align="justify"&gt;راهکارهای تقویت اعتماد به &amp;zwnj;نفس&lt;/h3&gt;
&lt;div align="justify"&gt;
&lt;p&gt;اگر می&amp;zwnj;خواهید اعتمادبه&amp;zwnj;نفستان را بالا ببرید، در زیر به چند راهکار خوب اشاره می&amp;zwnj;کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; دست از افکار منفی درمورد خودتان بردارید.&lt;/strong&gt; اگر عادت دارید فقط به کمبودهای خود فکر کنید، سعی کنید از این به بعد روی جوانب مثبت خودتان تمرکز کنید. هر زمان که احساس کردید بیش از اندازه نسبتب ه خودتان انتقادی نگاه می&amp;zwnj;کنید، یک نکته مثبت درمورد خودتان بگویید. هر روز سه ویژگی خودتان که شادتان می&amp;zwnj;کند را یادداشت کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; به دنبال موفقیت باشید نه کمال.&lt;/strong&gt; بعضی افراد خود را اسیر ایدآل&amp;zwnj;گرایی می کنند. به جای اینکه خودتان را با تفکراتی مثل، "تا 10 کیول وزن کم نکنم برای تست بازیگری نمی&amp;zwnj;روم" عقب نگه دارید، به این فکر کنید که در چه کارهایی خوب هستید و از چه چیزهایی لذت می&amp;zwnj;برید و به سراغ&amp;nbsp; آنها بروید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; اشتباهات را فرصت&amp;zwnj;هایی برای یادگیری ببینید. &lt;/strong&gt;قبول کنید که اشتباه می&amp;zwnj;کنید چون همه انسان&amp;zwnj;ها اشتباه می&amp;zwnj;کنند. اشتباهات بخشی از یادگیری هستند. به خودتان یادآور شوید که استعدادهای هر فرد مدام در حال تغییر و رشد است و همه آدمها در کارهای مختلف استعداد و توانای دارند&amp;mdash;همین آدمها را جالب می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; چیزهای جدید را امتحان کنید. &lt;/strong&gt;فعالیت های مختلف را امتحان کنید تا استعدادهای خود را بهتر بشناسید. بعد به توانایی&amp;zwnj;ها و مهارت&amp;zwnj;های جدیدی که به دست می&amp;zwnj;آورید افتخار کنید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; تشخیص دهید چه چیزهایی را می&amp;zwnj;توانید و چه چیزهایی را نمی&amp;zwnj;توانید تغییر دهید. &lt;/strong&gt;اگر تشخیص دهید که بخاطر یک مسئله درمورد خودتان ناراحت هستید که می&amp;zwnj;توانید آن را تغییر دهید، از همین امروز شروع کنید. اگر چیزی است که قادر به تغییر آن نیستید (مثل قدتان) سعی کنید خودتان را همانطور که هستید قبول کرده و دوست بدارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; هدف تعیین کنید.&lt;/strong&gt; فکر کنید دوست دارید چه کاری انجام دهید و بعد برای انجام آن برنامه&amp;zwnj;ریزی کنید. برنامه&amp;zwnj;تان را به دقت و با تعهد دنبال کنید و روند پیشرفتتان را بررسی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; به ایده&amp;zwnj;ها و نظرات خود افتخار کنید.&lt;/strong&gt; برای ابراز عقاید خود خجالت نکشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; کمک کنید. &lt;/strong&gt;به یکی از همکلاسی&amp;zwnj;هایتان که مشکل دارد در درس&amp;zwnj;ها کمک کنید، به مادرتان برای مرتب کردن خانه کمک کنید یا برای هر کار مثبت دیگر پیشقدم شوید. وقتی احساس کنید که در زندگی دیگران تغییر ایجاد می&amp;zwnj;کنید و کمک شما ارزشمند است، اعتمادبه&amp;zwnj;نفستان بالا خواهد رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; ورزش کنید!&lt;/strong&gt; با ورزش کردن می&amp;zwnj;توانید استرستان را خالی کرده، سالم&amp;zwnj;تر و شادتر شوید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; خوش بگذرانید.&lt;/strong&gt; آیا تا بحال همچنین فکری داشته&amp;zwnj;اید که اگر لاغرتر بودید دوستان بیشتری داشتید؟ سعی کنید از بودن با آدمها لذت ببرید و کارهایی انجام دهید که از آن لذت می&amp;zwnj;برید. استراحت کنید و خوش بگذرانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچوقت برای ساختن اعتمادبه&amp;zwnj;نفسی سالم و مثبت دیر نیست. در برخی موارد که آسیب احساسی عمیق و طولانی است، ممکن است به کمک به متخصص مثل یک روانشناس یا مشاور نیاز پیدا کنید. این متخصصین می&amp;zwnj;توانند بعنوان یک راهنما به افراد کمک کنند که خودشان را دوست داشته باشند و توانایی&amp;zwnj;ها و استعدادهای خاص خود را بشناسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتمادبه&amp;zwnj;نفس در هر کاری که انجام می&amp;zwnj;دهید نقش مهمی دارد. افرادیکه اعتمادبه&amp;zwnj;نفس بالایی دارند در مدرسه عملکرد بهتری دارند و پیدا کردن دوست خیلی برایشان راحت&amp;zwnj;تر است. معمولاً روابط بهتری با همسالان و بزرگترهای خود دارند، شادتر هستند، برخورد بهتری با اشتباهاتشان، ناامیدی&amp;zwnj;ها و شکست&amp;zwnj;هایشان داشته و معمولاً آنقدر یک کار را ادامه می&amp;zwnj;دهند تا در آن موفق شوند. تقویت اعتمادبه&amp;zwnj;نفس نیاز به زمان و تلاش زیادی دارد اما وقتی آن را انجام دادید، تا آخر عمر این مهارت از یادتان نخواهد رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;منتقد درونیتان را تعلیم دهید:&lt;/strong&gt; چون این منتقد درون شماست، می&amp;zwnj;توانید کنترل آن را به دست بیاورید و اجازه ندهید که تحقیرتان کند یا چون فکر می&amp;zwnj;کند شکست می&amp;zwnj;خورید نگذارد کاری را انجام دهید. تصمیم بگیرید که از این به بعد این ندای درونیتان فقط توصیه&amp;zwnj;ها و پیشنهادات مثبت برایتان داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مراقب ایدآل&amp;zwnj;گرایی باشید!&lt;/strong&gt; آیا انتظار غیرممکن&amp;zwnj;ها را دارید؟ بد نیست که توقعات بالا داشته باشدی اما اهدافی که برای خودتان تعیین می&amp;zwnj;کنید باید قابل دستیابی باشند. پیش به جلو بروید و برای اینکه یک قهرمان ورزشی شوید خیالپردازی کنید&amp;mdash;اما همه تلاشتان را برای بالا بردن کیفیت ورزشیتان هم به کار گیرید&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/365</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/9051274/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-9051274</guid>
      <pubDate>Sun, 04 Mar 2012 10:10:58 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آهنگ جدید فوق العاده زیبای رضا صادقی با نام حس خوب</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: 16px;"&gt;&lt;img src="http://www.toranjmesh.com/ahangam/music/90.11/reza%20sadeghi%20-%20hesse%20khoob/RezaSadeghi.jpg" alt="" width="285" height="253" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: 16px;"&gt;ما جدیدترین آهنگ ها را با کمک آهنگم دات کام &amp;nbsp;برای دانلود شما آماده می کنیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;span class="content"&gt;&lt;a href="http://www.toranjmesh.com/ahangam/music/90.11/reza%20sadeghi%20-%20hesse%20khoob/Reza%20Sadeghi%20-%20%20Hese%20Khob.mp3"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: 18px;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffffff;"&gt;جهت دانلود مستقیم&amp;nbsp; آهنگ روی این لینک کلیک کنید ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/363</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8950639/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8950639</guid>
      <pubDate>Sun, 19 Feb 2012 07:07:19 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>زمان پایان دادن به روابط عاشقانه</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mardoman.net/files/articles//136365245.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه توانایی تان را گذاشته&amp;zwnj;اید. حتی مشاوره را هم امتحان کرده&amp;zwnj;اید. فکر می&amp;zwnj;کنید شاید باید رابطه را برهم بزنید و بااینکه هنوز مشکلاتتان درست نشده اما مطمئن نیستید که ترک رابطه بهترین کاری است که باید انجام دهید. اینجا به شما می&amp;zwnj;گوییم که چه زمان وقت برهم زدن یک رابطه است تا بفهمید که ترک رابطه&amp;zwnj;ای که در آن هستید تصمیم درستی است یا خیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر دنیس نیدر (Dennis Neder) نویسنده کتاب &amp;ldquo;Being a Man in a Woman&amp;rsquo;s World&amp;rdquo; می&amp;zwnj;گوید، تازمانیکه بچه&amp;zwnj;ای درمیان نباشد، وقتی دیگر هیچ سود متقابلی وجود نداشته باشد زمان برهم زدن رابطه است. او می&amp;zwnj;گوید، "اگر آنچه که می&amp;zwnj;خواهید یا نیاز دارید را از بودن با کسی به دست نمی&amp;zwnj;آورید، زمانش رسیده که رابطه را ترک کنید."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بااینکه خیلی&amp;zwnj;ها این طرزفکر را خودخواهانه می&amp;zwnj;پندارند اما دکتر نیدر اعتقاد دارد که وقتی نیازهای یکی از طرفین برآورده نمی&amp;zwnj;شود، آن رابطه برای هر دو آنها خوب نیست. بهتر است که رابطه&amp;zwnj;ای پیدا کنید که به دردتان بخورد و نیازهایتان را برآورده کند تا اینکه خود را در رابطه&amp;zwnj;ای گرفتار کنید که مایه نارضایتیتان است&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دکتر نیدر می&amp;zwnj;گوید، "همه ما آدمهایی را می&amp;zwnj;شناسیم که در روابطی ناسالم گرفتار هستند، اما هیچکدام از طرفین نمی&amp;zwnj;توانند یا نمی&amp;zwnj;خواهند که آن رابطه را ترک کنند. این افراد همه انرژی خود را برای ادامه دادن یک رابطه بی حاصل تلف می&amp;zwnj;کنند. زندگی کوتاه&amp;zwnj;تر از این است که وقتتان را اینطور تلف کنید." به نظر دکتر نیدر، روابط آدمها باید موجب تقویت زندگی آنها شود. مشکل اینجاست که خیلی&amp;zwnj;ها برای تقویت زندگی دیگران، دست از زندگی خود می&amp;zwnj;کشند. باید تصمیم بگیرید که به کجا می&amp;zwnj;روید و بعد کسانی را پیدا کنید که با شما همراه باشند. دکتر نیدر توصیه می&amp;zwnj;کند، "قبل از شروع هر رابطه&amp;zwnj;ای، بیشتر درمورد اینکه دنبال چه هستید فکر کنید." با این روش احتمال اینکه روابطی سالم داشته باشید بیشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ترک رابطه کار سختی است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;افراد زیادی که در روابط طولانی&amp;zwnj;مدت هستند متوجه می&amp;zwnj;شوند که دست از آرزوها و نقشه&amp;zwnj;هایشان در زندگی کشیده&amp;zwnj;اند تا بتوانند خود را با آرزوها و نقشه&amp;zwnj;های طرف&amp;zwnj;مقابلشان تطبیق دهند. دشواری برهم زدن رابطه معمولاً از این ناشی می&amp;zwnj;شود که افراد فراموش می&amp;zwnj;کنند در زندگی باید بی&amp;zwnj;نیاز از غیر باشند. این ترس از فقدان و عدم&amp;zwnj;امنیت ایجاد می&amp;zwnj;کند که باعث می&amp;zwnj;شود افراد روابطی ناسالم و بی&amp;zwnj;حاصل را ادامه دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر نیدر می&amp;zwnj;گوید باید درک کنیم که ما در زندگی خود تنها هستیم&amp;mdash;حتی وقتی با کسی هستیم. او می&amp;zwnj;گوید، "این اصلاً چیز بدی نیست. درواقع، این آزادی ارزش بسیار بالایی دارد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آبا باید رابطه&amp;zwnj;تان را برهم بزنید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;همه افراد در روابط خود پستی&amp;zwnj;بلندی&amp;zwnj;های زیادی را تجربه می&amp;zwnj;کنند. این کاملاً طبیعی است و اکثر زوج&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند به اتفاق هم از پس مشکلات رابطه برآیند. بااینکه کارشناسان اعتقاد دارند هیچ فرمولی برای زمان تصمیم به برهم زدن رابطه وجود ندارد اما همیشه نشانه&amp;zwnj;ها و علائمی وجود دارد که می&amp;zwnj;تواند کمکتان کند. اگر بیشتر از چند مورد این علائم در طول یک مدت برایتان اتفاق افتاد، احتمالاً زمانش رسیده که رابطه را ترک کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از کجا بدانید کی وقت ترک رابطه است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در زیر به راه&amp;zwnj;هایی برای اینکه بفهمید چه زمان باید رابطه&amp;zwnj;تان را برهم بزنید اشاره می&amp;zwnj;کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; چند وقتی است که دیگر آنچه می&amp;zwnj;خواهید یا نیاز دارید را از رابطه نمی&amp;zwnj;گیرید.&lt;/strong&gt; با آن مواجه شوید. اگر شاد نیستید این احتمال وجود دارد که طرف&amp;zwnj;مقابلتان نیز همین احساس را داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; دیگر نمی&amp;zwnj;توانید با طرف&amp;zwnj;مقابلتان حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید.&lt;/strong&gt; آدمها روش&amp;zwnj;های ارتباطی مختلفی دارند اما لازم نیست همه عمرتان را برای موفق شدن به برقراری این ارتباط در رابطه&amp;zwnj;ای حرام کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; دیگر نمی&amp;zwnj;توانید دونفری با هم وقت بگذرانید.&lt;/strong&gt; بااینکه ممکن است زندگی جنسیتان هنوز خوب باشد اما با هم حرف نمی&amp;zwnj;زنید. ترجیح می&amp;zwnj;دهید برای اینکه تنها نباشید همیشه به صورت گروهی وقت بگذرانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; از طرف&amp;zwnj;مقابلتان مدام انتقاد می&amp;zwnj;کنید.&lt;/strong&gt; اگر همیشه نگران یک قسمت از شخصیت یا ظاهر طرف&amp;zwnj;مقابلتان هستید، به او نگاه نکنید، به خودتان نگاه کنید. کسانیکه عاشقند از اشکالات کوچک می&amp;zwnj;گذرند و به تصویر بزرگتر نگاه می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; طرف&amp;zwnj;مقابلتان را با دیگران مقایسه می&amp;zwnj;کنید.&lt;/strong&gt; وقتی کسی را دوست دارید، نباید او را با فردی دیگر مقایسه کنید. اگر متوجه شدید که مدام اینکار را می&amp;zwnj;کنید، باید رابطه&amp;zwnj;تان را دوباره ارزیابی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; سعی در تغییر دادن طرف&amp;zwnj;مقابلتان دارید.&lt;/strong&gt; خیلی وقت&amp;zwnj;ها عاشق کسانی می&amp;zwnj;شویم که به درد ما نمی&amp;zwnj;خورند. اگر مدام سعی دارید که طرفتان را تغییر دهید، احتمالاً وقتش رسیده که رابطه را ترک کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; دیگر نمی&amp;zwnj;خندید.&lt;/strong&gt; شوخ طبعی چیزی است که همه روابط نیازمند آن هستند. اگر جوک&amp;zwnj;ها طرف&amp;zwnj;مقابلتان دیگر برایتان خنده&amp;zwnj;دار نیست یا نمی&amp;zwnj;توانید با هم شوخی کنید، نشانه این است که رابطه&amp;zwnj;تان دیگر روح و انرژی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; همه دادن&amp;zwnj;ها (یا گرفتن&amp;zwnj;ها) با شماست.&lt;/strong&gt; رابطه باید با سود متقابل باشد. اگر همه سودها در رابطه متوجه یکی از طرفین باشد، آن رابطه سالم نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; وقتی با طرف&amp;zwnj;مقابلتان هستید، دوستانتان دیگر نمی&amp;zwnj;خواهند کنارتان باشند.&lt;/strong&gt; ممکن است که دوستانتان طرف شما را دوست داشته باشند اما تاثیری که روی شما دارد را دوست ندارند. وقتی رابطه&amp;zwnj;ای درست نباشد، دوستانمان واقعیت را به ما می&amp;zwnj;گویند و معمولاً آنها اولین کسانی هستند که می&amp;zwnj;فهمند این رابطه دیگر به درد ما نمی&amp;zwnj;خورد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; دیگر حس خوبی نسبت به خودتان ندارید.&lt;/strong&gt; اولین باری که عاشق او شدید را به خاطر بیاورید. اگر می&amp;zwnj;بینید دیگر آن حس را ندارید، باید رابطه&amp;zwnj;تان را بازنگری کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم نیست که برهم زدن رابطه چقدر درست باشد، فقدان هر رابطه&amp;zwnj; مهمی برای ما واقعاً دردناک است. باید با این ناراحتی و اندوه کنار بیایید. نمی&amp;zwnj;توانید از آن فرار کنید یا خودتان را از آن درد مخفی کنید، باید با آن روبه&amp;zwnj;رو شوید تا آزاد و رها باشید&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/362</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8891122/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8891122</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Feb 2012 06:27:56 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>8 روش برای متوقف کردن دعوای بچه‌ها</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mardoman.net/files/articles//ali.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بچه&amp;zwnj;ها با هم دعوا می&amp;zwnj;کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. بچه&amp;zwnj;ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می&amp;zwnj;کنند؛ والدین معمولاً نمی&amp;zwnj;دانند چه زمان باید اجازه بدهند دعوای آنها روند عادی خودش را طی کند و چه زمان باید دخالت کرده و وارد عمل شوند. بچه&amp;zwnj;ها ممکن است به احمقانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ترین دلایلی که واقعاً غیرمنطقی به نظر می&amp;zwnj;رسند با هم دعوا کنند&amp;mdash;دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده&amp;zwnj;دار باشد&amp;mdash;اما به نظر بچه&amp;zwnj;ها دلایل خوبی برای دوست شدن یا دعوا کردن با همدیگر است. خواهر و برادرها ممکن است بخطر ظاهری&amp;zwnj;ترین مسائل با هم دعوا کنند: مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می&amp;zwnj;زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره... به نظرتان آشنا می&amp;zwnj;رسد؟ بله چون دعوای بچه&amp;zwnj;ها رفتاری است که بخضی از بزرگ شدن آنهاست. اما کارهایی هست که والدین می&amp;zwnj;توانند برای به حداقل رساندن دعوای بچه&amp;zwnj;ها انجام دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;1. دعوای بچه&amp;zwnj;ها را نادیده بگیرید.&lt;/strong&gt; البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه&amp;zwnj;ها فقط کل&amp;zwnj;کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه&amp;zwnj;ها و آشتی کردنشان را کندتر می&amp;zwnj;کند. خیلی وقت&amp;zwnj;ها دعوا کردن راهی برای بچه&amp;zwnj;ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق&amp;zwnj;های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواستند دعوا کنند او از آنها می&amp;zwnj;خواست که به آن اتاق بروند و تازمانیکه مشکلشان را حل نکرده&amp;zwnj;اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه&amp;zwnj;ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است.&lt;/strong&gt; یکی از دام&amp;zwnj;هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و&amp;nbsp; بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب&amp;zwnj;گیری کردن یا تعیین مجازات&amp;zwnj;های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می&amp;zwnj;کند. در اکثر موارد، مجازات بچه&amp;zwnj;ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه&amp;zwnj;ها از بین ببرید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;3. به بچه&amp;zwnj;ها راه&amp;zwnj;هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه&amp;zwnj;حل پیدا کنند.&lt;/strong&gt; حتی بچه&amp;zwnj;های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می&amp;zwnj;کنند. درمورد دعوا کردن و راه&amp;zwnj;های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می&amp;zwnj;توانند بکنند و نمی&amp;zwnj;توانند بکنند تعیین کنید )مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده&amp;zwnj;های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می&amp;zwnj;کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می&amp;zwnj;دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است. بچه&amp;zwnj;های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی&amp;zwnj;کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه&amp;zwnj;ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست "ندیدنی&amp;zwnj;ها" قرار می&amp;zwnj;دادند. اگر بچه&amp;zwnj;ها همه فیلم&amp;zwnj;هایی که پیشنهاد می&amp;zwnj;شد را رد می&amp;zwnj;کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می&amp;zwnj;خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;4. وقتی بچه&amp;zwnj;ها با هم کنار می&amp;zwnj;آیند، آنها را تشویق کنید.&lt;/strong&gt; تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه&amp;zwnj;ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می&amp;zwnj;کنند به آنها توجه کنید. بچه&amp;zwnj;ها خیلی زود متوجه این موضوع می&amp;zwnj;شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;5. الگوی خوبی باشید. &lt;/strong&gt;وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی&amp;zwnj;توانید انتظار داشته باشید که بچه&amp;zwnj;هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه&amp;zwnj;ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;6. در زمان&amp;zwnj;های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید.&lt;/strong&gt; بچه&amp;zwnj;ها با دقت می&amp;zwnj;بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می&amp;zwnj;کنند. در زمان&amp;zwnj;هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه&amp;zwnj;ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می&amp;zwnj;توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت&amp;zwnj;ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه&amp;zwnj;ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می&amp;zwnj;توانند از خود نشان دهند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;7. بچه&amp;zwnj;ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می&amp;zwnj;کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می&amp;zwnj;کند.&lt;/strong&gt; اگر والدین داد بزنند، دست&amp;zwnj;پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه&amp;zwnj;ها دوباره تکرار خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;8. سعی کنید موقعیت&amp;zwnj;های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید.&lt;/strong&gt; همه دلایل دعوا کردن بچه&amp;zwnj;ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می&amp;zwnj;کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ&amp;zwnj; چیزهای مختلف دعوا می&amp;zwnj;کنند؟ برای آنها رنگ ها&amp;zwnj;ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده&amp;zwnj;اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند. باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته&amp;zwnj;اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه&amp;zwnj;ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی&amp;zwnj;اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/361</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8891113/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8891113</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Feb 2012 06:25:58 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>پول و ازدواج: آیا در ارتباطند؟</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://www.mardoman.net/files/articles//892512money.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این روزها خیلی از ازدواج&amp;zwnj;ها بخاطر مسائل مالی برهم می&amp;zwnj;خورد. بله پول هم مثل خیانت، ناتوانی جنسی، تفاهم و مسائل ظاهری یکی دیگر از علت&amp;zwnj;های طلاق است. نکته جالب این است که هر روز تعداد طلاق&amp;zwnj;هایی که بخاطر مشکلات مالی اتفاق می&amp;zwnj;افتد، بیشتر و بیشتر می&amp;zwnj;شود. پول، یا اگر بخواهیم بهتر بگوییم، رویکردهای متفاوت دو طرف به پول، ریشه بسیاری از اختلافات زناشویی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اگر از وکلاء و مشاورین خانواده سوال کنید به شما خواهند گفت که بسیاری از دعواهای زن و شوهرها درمورد مساول مالی است. اما چرا پول یا رویکردهای متفاوت افراد به پول تا این اندازه خانمان&amp;zwnj;براندازترین شده است؟&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;پول درمقابل رویکرد افراد به پول&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در اکثر ازدواج&amp;zwnj;ها، این خود پول نیست که اختلاف می&amp;zwnj;آورد. نگرش افراد به پول است که موجب بروز مشاجره می&amp;zwnj;شود. این به آن معنی نیست که درمورد مسائل مالی باید دقیقاً رویکردی شبیه به همسر خود داشته باشید، فقط کافی است که نگرش&amp;zwnj;هایی سازگار با هم داشته باشید. ممکن است برای یک طرف پول همه چیز زندگی باشد اما برای دیگری فقط وسیله&amp;zwnj;ای باشد برای رسیدن به اهداف. حال اگر این به آن معنی باشد که از همه پولی که دارید برای تمایلات شخصیتان استفاده کنید، فشار و اختلاف بین دو طرف زیاد خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;حرف زدن درمورد پول چیز بدی نیست&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پول بخش مهمی از هر رابطه است. مشکل ما این است که بیشتر ما طوری بزرگ شده&amp;zwnj;ایم که حرفی از آن نمی&amp;zwnj;زنیم. احساس می&amp;zwnj;کنیم حرف زدن درمورد آن زشت و غیراخلاقی است و باعث می&amp;zwnj;شود در نظر دیگران فردی سطحی&amp;zwnj;نگر تلقی شویم. اما هرچه زودتر متوجه شویم که این پول نیست که ریشه شر در زندگی و روابط ماست بلکه عشق به آن است که مشکل&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;شود، برای ما بهتر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;پول و عشق انحصاری نیستند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;باور عموم این است که فقط باید یکی از اینها وجود داشته باشد، یا پول یا عشق. یا باید برای پول ازدواج کنید یا برای عشق. اما، به این دلیل بعد از ازدواج آن شور و عشق اولیه تمام می&amp;zwnj;شود که جرات نداشته&amp;zwnj;اید قبل از ازدواج درمورد مسائل مالی حرف بزنید و ببینید تفکر و نگرش هر دوی شما به آن چگونه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;پول: منطقه امن یا منطقه تنش؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وقتی نگرش دو طرف به پول با هم سازگار باشد، هر مشکل مالی قابل حل است. یکی از دلایل اینکه مشکلات مالی زوج&amp;zwnj;ها به صورت دوطرفه حل نمی&amp;zwnj;شود و موجب بروز تنش و کشمکش بین آنها می&amp;zwnj;شود این است که واقعاً درمورد آن با هم حرف نمی&amp;zwnj;زنند. ناراحت شدن از رویکرد و نگرش طرف مقابل به پول باعث می&amp;zwnj;شود سر مسائل دیگر و کاملاً بی&amp;zwnj;ارتباط با این مسئله دعوا راه بیندازند. در اینجا هم آن حس ذاتی حرف نزدن درمورد پول است که موجب بروز اختلاف می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;عشق به پایه و بنیاد نیاز دارد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پول می&amp;zwnj;تواند بنیاد خوبی برای ازدواج باشد. (مذهب نیز همینطور اما زوج&amp;zwnj;&amp;zwnj;هایی که تمایلات مذهبی یکسانی دارند هم ممکن است سر مسائل مالی به مشکل بخورند!) برای حفظ نمک زندگی بد نیست که زوج&amp;zwnj;ها کمی با هم متفاوت باشند اما می&amp;zwnj;توانند اهدافی تعیین کنند که هر دو از یک دید به پول نگاه کنند. این باعث می&amp;zwnj;شود عشق بین آنها راحت&amp;zwnj;تر رشد کند و به خاطر اشتباه حرف نزدن درمورد مسائل مالی، به اختلاف نخورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;سازگازی پولی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اگز زوج&amp;zwnj;ها از نظر دیدگاه&amp;zwnj; خود به پول باهم سازگار باشند، احتمال ماندن آنها کنار هم بیشتر خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مسئله این است که در این مورد دیدگاه درست یا غلط وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که نگرش&amp;zwnj;ها نسبت به پول می&amp;zwnj;تواند شروع خوبی باشد. فقط باید امتحان کنید و کسی را انتخاب کنید که نگرشی شبیه به شما به پول و مسائل مالی داشته باشد. اگر پول را به همه چیز ترجیح می&amp;zwnj;دهید، ببینید آیا همسرتان نیز همینطور است. اگر ترجیح می&amp;zwnj;دهید که با عشق و هوای آزاد زندگی کنید، و پول هم فقط تا اندازه&amp;zwnj;ای برایتان کافی است که بتواند گذران زندگیتان را بکند، کسی را پیدا کنید که دیدگاهی شبیه به شما داشته باشد. خیلی قسمت&amp;zwnj;&amp;zwnj;های زندگی ما حول پول می&amp;zwnj;چرخد: اندوخته&amp;zwnj;ها، وام&amp;zwnj;ها، اعتبارها، سرمایه&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;ها، حقوق و درآمدها. اولین جرقه&amp;zwnj;های عشق معمولاً ما را جنبه&amp;zwnj;های عملی&amp;zwnj;تر زندگی کور می&amp;zwnj;کند اما وقتی این جرقه خاموش می&amp;zwnj;شود، ممکن است همه چیز عوض شود. به همین دلیل بد نیست که قبل از ازدواج درکنار همسرتان یک تست سازگاری پولی بدهید&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://shirkhorma.persianblog.ir/post/359</link>
      <author>علی</author>
      <comments>http://shirkhorma.persianblog.ir/comments/213984/8852137/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-213984.post-8852137</guid>
      <pubDate>Fri, 03 Feb 2012 10:33:28 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
